اپیزود اول، توی اتوبوس:یه خانم مسن و
دخترش به یه خانم دیگه:اون روز تو اتوبوس کیفم رو زدن! زنه چادری بود ها!!!!!
با اینکه چادری
نیستم ولی کلی بهم برخورد. هیچی نگفتم...
ادامه دادن و هی
توضیح دادن و شرح ماوقع کردن و بین هر دو سه تا جمله با جمله بعدی تاکید میکردن : چادری هم بود ها...!!!!
آخرش یه خانم
محجبه چادری دراومد گفت:خانم این چه طرز حرف زدنه؟ چادری بود یعنی چی؟
تازه فهمیدن چه
کار زشتی کردن و شروع به عذر خواهی کردن!
اپیزود دوم، من با دوستم:
من: وای من از
چادر پوشیدنت خیلی خوشم میاد.خیلی بهت وقار میده.
دوستم:واقعا!؟ راستش من روزی که چادر رو انتخاب کردم با عشق انتخاب کردم ولی
الان دیگه واسم فرقی نمیکنه که چادر بپوشم یا نه!
من:وارفتم. انگار یه سطل آب سرد رو سرم خالی کردن!!!
اپیزود سوم، دم در دانشگاه:
دختری رو میبینم که از در دانشگاه خارج میشه! ترم قبل چادری شده بود و حالا
چادرش رو درآورده!
سلام و احوالپرسی میکنیم و هر کی به راهش ادامه میده . تاشب حالم گرفته اس که
آخه این یعنی چی؟ اصلا اینا میدونن با این عدم ثبات چه ضربه ای به حجاب میزنن؟؟!!
آقا جان من! اگه اعتقاد نداری و دو روز دیگه می خوای دربیاری اصلاً
نپوش!!(جبهه نگیرین من واکنش اون وری ها رو درباره این مسئله که چه جبهه ای علی
حجاب میگیرن دیدم)
اپیزود چهارم،تو خونه:
تلویزیون رو روشن میکنی، اخبار 20:30:
لیلا مهاجر نمیدونم چی چی رو نشون میده با چادر سفت وسخت توی دولت اصلاحات که یه
کاره سازمان تصمیمات استراتژیک نظامه!
(دکتر عباسی می گفت، این سازمان مغز نظامه و همه تصمیمات از اینجا گرفته میشه
و در ضمن میگفت که در دوره اصلاحات از درون همین سازمان زیر آب نظام رو میزدن که
من با دیدن این گزارش فهمیدم که یعنی چی!! دم 20:30 و دکتر عباسی گرم!!!)
صحنه بعدی: لیلاجون!!! با مجری شبکه VOA نشسته، یه نیمچه شال انداخته رو سرش! (وقاحتم حدی داره! ولی حالا کجاشو دیدین)
مجری: شما بیرون از اینجا که روسری نمیپوشین میشه بپرسم چرا الان پوشیدین؟
لیلا جون: اشکالی نداره ایناها برای اعتراض به وضع موجود!!!!! درش میارم!
اِوا خجالتم خوب چیزیه،شیطونه میگه هرچی از دهنم در میآد بهش بگما!
ولی نه! ناسلامتی قراره
ما مظهر اسماء الله باشیم ، لذا خویشتن داری آگاهانه پیشه می کنیم باشد که به امید
خدا عاقل شویم!!
یه روز دیگه باز هم 20:30:
فلانی خواسته پناهندگی سیاسی بگیره اومده الکی گفته من وکیل س.آ. هستم. خودتون میدونین این زنه س.آ. کیه و چی کار کرده.
حالا وقتی نشونش میدن جیگرم آتیش میگیره : همچین چادری سر کرده که فقط دماغش
پیداست حالا همون هم شطرنجی کردن، تنها چیزی که جلب توجه میکنه چادرشه!!
نتیجه اخلاقی:چادر چیز خیلی خوبی
است، جاسوسان، قاتلان، جانیان و منافقان برای پوشاندن چهره خود می توانند از آن
سوء استفاده ابزاری کنند.
تازه قلب آدم بیشتر میشکنه وقتی فکر میکنه این چهره ایه که غیر مسلمونا از
اسلام می بینند.
.
.
.
اپیزود n ام، سریال های تلویزیون:
سریال فاصله ها: بیتای قصه ما میخواد بره زندان باباشو ببینه چادر
سرش کرده!( البته خوب بیچاره مجبوره!)
سریال در مسیر زاینده رود: مامان و خواهر پسره رفتن تشییع جنازه
مجید(آخی عزیزم ، بی بی، بی مجید شد!) چادر سر کردن(اینا دیگه مجبور
نبودن!)
نتیجه اخلاقی: چادر چیز خیلی خوبی
است. برای قبرستون، زندان و البته موارد استفاده بیشمار دیگری هم دارد.
و این داستان ادامه
دارد.................
نتیجه گیری:
آخه معلوم نیست این دخترا چه شونه!
چرا نمی فهمن که انقدر حجاب زیباست انقدر قشنگه!
نه اینطوری نمیشه باید راهپیمایی
کنیم. باید گشت بذاریم . تازه جدیدآً فهمیدیم که اعتیاد جرم نیست و بیماریه ولی از
اینکه بی حجابی جرمه اطمینان کامل داریم وتیتر روزنامه هم می زنیم و مجرمان رو هم
به اشد مجازات میرسونیم.
برای به دست آوردن دل خودمون هم
نمایشگاه میذاریم و پز میدیم که 40 نوع چادر داریم. این کار که انجام شد دیگه بهشت مجسم میشه .
دیگه هیچ مشکلی تو کشورمون وجود نداره. تنها مشکل همین بود که به حمدالله حل شد.